به گزارش نگاه نو؛ عدالت در سلامت فقط به افزایش آگاهی درباره نابرابریها محدود نمیشود؛ مسئله اصلی این است که ارتباطات چگونه میتوانند آگاهی را به درک، اعتماد و اقدام تبدیل کنند.
دیزی کابررا معتقد است جوامع اقلیت همچنان با موانعی مانند دسترسی نابرابر به خدمات درمانی و بیاعتمادی دیرینه به نهادهای سلامت روبهرو هستند.
در چنین شرایطی، متخصصان روابط عمومی و ارتباطات سلامت باید از نقش صرفاً اطلاعرسان فاصله بگیرند و به محرک تغییر رفتار و افزایش دسترسی تبدیل شوند.
او سه رویکرد اصلی را پیشنهاد میکند:
۱. ارتباط با جامعه و ایجاد روابط پایدار: همکاری با رهبران محلی، گروههای حمایتی، سازمانهای غیرانتفاعی و دیگر افراد مورد اعتماد جامعه و حضور در فضاهایی که مردم واقعاً در آنها زندگی و تعامل میکنند.
۲. رهبری با تسلط فرهنگی: پیام سلامت باید با فرهنگ، ارزشها، باورها و تجربه زیسته مخاطبان هماهنگ باشد. صرف ترجمه یک پیام کافی نیست؛ محتوا باید متناسب با زمینه فرهنگی بازآفرینی شود و در عین سادگی، دقت علمی خود را حفظ کند.
۳. تعهد بلندمدت: عدالت در سلامت نباید به یک کمپین مناسبتی محدود شود. روابطعمومی باید اثرگذاری را فراتر از میزان دیدهشدن و برداشتها بسنجد و بر تغییر رفتار، دسترسی و نتایج واقعی تمرکز کند.
کابررا تأکید میکند که اعتبار بیرونی بدون عملکرد واقعی در درون سازمان شکل نمیگیرد. بنابراین، پیامهای مرتبط با عدالت باید با سیاستها، عملکرد، بودجه و رفتار واقعی سازمان هماهنگ باشند.
در نهایت، روابطعمومی میتواند به بازتولید نابرابریها کمک کند یا در کاهش آنها نقش داشته باشد.
تفاوت این دو رویکرد در اصالت، پاسخگویی، گوشدادن به جوامع و تعهد فراتر از کمپینهای کوتاهمدت است.
عدالت در سلامت یک مناسبت یا کمپین نیست؛ یک تعهد مستمر است.


